+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 15:1  توسط زهراعباسی  | 

بهترين عمل در روز عرفه

بهترين عملي که مي توان در روز عرفه انجام داد و به بهر ه هاي فراوان معنوي دست يافت، حضور در کنار مرقد مطهر حضرت امام حسين(ع) است. “بشير دهان” روزي به حضور حضرت صادق(ع) آمده و عرضه داشت: مولاي من! من گاهي نمي توانم در روز عرفه در عرفات حضور يابم، به اين جهت تلاش مي کنم تا خود را در روز عرفه به کربلابرسانم و امام حسين را زيارت کنم.

 پيشواي ششم فرمود: آفرين بر تو اي بشير! اگر شخصي در روز عرفه با شناخت و معرفت کامل به مقام امام حسين(ع) به زيارت کربلابرود پاداش هزار حج و هزار عمره قبول شده و هزار غزوه که در کنار پيامبر يا امام عادل به جهاد پرداخته باشد برايش منظور مي شود.

 وقتي بشير از اين همه ثواب تعجب کرد امام صادق(ع) فرمود: اي بشير ! مطمئن باش هرگاه يکي از اهل ايمان در روز عرفه به کنار قبر امام حسين بيايد و با آب فرات غسل کند و آنگاه که به زيارت حضرت سيدالشهدا(ع) بپردازد به تعداد هر قدمي که به سوي حرم امام حسين بر مي دارد برايش ثواب يک حج کامل مي نويسن

درس های دعای عرفه

حکیم متاله، حضرت علامه مصباح یزدی درس هایی را که دعای عظیم الشان عرفه به مشتاقان قرب الهی می‏آموزد چنین برشمرده اند:

1- درس اولى كه ما از دعاى عرفه مى‏گيريم اين است كه بايد گاهى يك فرصتى بگذاريم و يک مقداري درباره نعمت ‌هاى خدا فكر كنيم و بينديشيم که اگر هر يك از اين ‌ها را نداشتيم چه خاكى بايد به سر مي ‌كرديم؟ اين چند فايده دارد. درقرآن ملاحظه مى‏فرماييد گاهى مى‏فرمايد: «لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ ما اصلاً اين نعمت‌ها را به شما داديم تا شما از آن‌ها استفاده كنيد و به ياد ما بيفتيد و شكر نعمت كنيد. خداوند كه نيازى به شكر ما ندارد. پسچرا مى‏گويد اين نعمت‌ها را داديم تا شايد شما شكر كنيد؟ زيرا بهترين راه براى تقرب به خدا شكر خداست. وقتي ما نعمت‌ ها را مي‌ بينيم، توجه پيدا مي‌كنيم كه چه كسى اين نعمت ‌ها را به ما داده، و خود را نسبت به او بدهكار مي‌دانيم، آن وقت انسان ديگر سعى نمى‏كند با وجود اين نعمت‌‌‌ هايي كه خدا به او داده، عليه او حركت كند. ديگر انسان چشم زيبايى كه خدا به او مى‏دهد، در نافرمانى او به كار نمي‌گيرد. وقتي انسان فكر مى‏كند خدا چقدر نعمت به او داده است، ديگر بعضى كمبودهايى كه از روى حكمت پيش مى‏آيد، در نظر انسان خيلى مهم جلوه نمي ‌کند. اما وقتي انسان به فكر نعمت ‌هاى خدا نيست آن وقت فقط مى‏گردد کمبود ها راپيدا كند، فقط عيب ‌ها را مى ‏بيند؛ هيچ وقت از زندگي خود لذت نمى‏برد، و هميشه طلب‌ كار خداست. بنابراين دعاى عرفه، به ما شكر خدا را ياد مي‌دهد، و هم چنين به ياد ما مي‌آورد که درباره نعمت‌ هاى خدا بيانديشيم، از اين نعمت ‌هايي که خداوند به ما داده است لذت ببريم، و كمبودهايي که به نظر ما مي‌آيد، بزرگ جلوه‏ نكند. هم ‌چنين از اين نعمت ‌ها سوء استفاده نكنيم، و درمقام شكر آن باشيم. زيرا آن شكر ما را به جلو مى‏برد، و وسيله قرب مى‏شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 10:31  توسط hanie rezaiee  | 
بانهایت تاسف...

درگذشت ایت الله مجتبی تهرانی را خدمت شما استاد اخلاق ومعرفت تسلیت عرض می نمایم!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 20:11  توسط hanie rezaiee  | 

چکیده:

امیرالمؤمنین علیه السلام پس از رسیدن به حکومت و عزل کارگزاران عثمان، به نصب افراد لایق و شایسته در جامعه اسلامی پرداختند و در این راستا توصیه های اخلاقی فراوانی به کارگزاران خود کردند و اعمال و رفتار آنان را زیرنظر گرفتند . در این مقال، شمه ای از توصیه های ایشان در خصوص اخلاق سیاسی - اجتماعی به کارگزاران مورد بررسی قرار گرفته است; ازجمله دستورالعملهای معنوی، دوری از خشم، ساده زیستی، عدم رفاه زدگی، عدالت و اخلاق عمومی . و در آخر نیز عملکرد امام در برخورد با کارگزاران خیانتکار مطرح شده است و هدف اصلی، بیان اهمیت رفتار و عملکرد افرادی است که حکومت مردم را به عهده می گیرند و مسؤول جان، مال و آبروی مردم می گردند .

کلید واژه ها:

اخلاق، بیعت، کارگزاران، عدالت، فرونشاندن خشم، بیت المال، امانتداری

«بیعت » در اندیشه سیاسی علی علیه السلام جایگاهی ویژه و مهم دارد و وسیله تحقق حکومت و مقبولیت آن و عاملی برای اجرای برنامه ها و فرمانهای دولت است . به وسیله بیعت، حاکم خود را متعهد و ملتزم به اهداف و برنامه هایی می داند که مردم در آن خصوص با وی بیعت کرده اند .

بنابراین از نظر سیاسی و حکومتی، بیعت وسیله ابقای دولت و قاطعیت آن است . این امر در سخنان و نامه های امیرالمؤمنین علیه السلام مکررا و در مواضع مختلف وارد شده است (1); چنانکه در نامه ای به معاویه نوشته است: انه بایعنی القوم الذین بایعوا ابابکر و عمر و عثمان علی ما بایعوهم علیه، فلم یکن للشاهد ان یختار و للغائب ان یرد، و انما الشوری للمهاجرین و الانصار، فان اجتمعوا علی رجل و سموه اماما کان ذلک لله رضی، فان خرج بین امرهم خارج بطعن، او بدعة ردوه الی ما حرج منه، فان ابی قاتلوه علی اتباعه غیر سبیل المؤمنین و ولا والله بما تولی; «همانا کسانی با من بیعت کرده اند که با ابابکر و عمر و عثمان با همان شرایط بیعت کرده اند . پس آن که در بیعت حضور داشت، نمی تواند بیعت مردم را نپذیرد . همانا شورای مسلمانان، از آن مهاجران و انصار است . پس اگر بر امامت کسی گردآمدند و او را امام خود خواندند، خشنودی خدا هم در آن است . حال اگر کسی کار آنان را نکوهش کند یا بدعتی پدید آورد، او را به جایگاه بیعت قانونی باز می گردانند، اگر سرباز زد با او پیکار می کند; زیرا به راه مسلمانان در نیامده است، خدا هم او را در گمراهی اش رها می کند .» بر همین اساس حقوق و تکالیف کارگزاران و مردم سامان می یابد و هر کدام حقی بر گردن دیگری دارد; چنانکه حضرت علی علیه السلام پس از شکست شورشیان خوارج طی خطبه ای می فرمایند: ایها الناس! ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی ما لنصیحة لکم، و توفیر فیئکم علیکم، و تعلیمکم کیلا تجهلوا، و تادیبکم کیما تعلموا . و اما حقی علیکم فالوفاء بالبیعة، و النصیحة فی المشهد و المغیب و الاجابة حین ادعوکم و الطاعة حین آمرکم (2); «ای مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقی واجب شده است، حق شما برمن، آن که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیت المال را میان شما عادلانه قسمت کنم، و شما را آموزش دهم تا بیسواد و نادان نمانید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید . و اما حق من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید، و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید; هرگاه شما را فرا خواندم، اجابت نمایید و هرگاه فرمان دادم، اطاعت کنید .»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 19:43  توسط hanie rezaiee  | 
حديث (12) (2) محمّد بن على ماجيلويه، از عمويش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى، از پدرش، از ابن ابى عمير از ابان بن عثمان، از ابان بن تغلب، از عكرمه، از ابن عباس، وى گفت: محضر مبارك امير المؤمنين عليه السّلام بودم و خلافت را ياد كردم، حضرت فرمودند: آگاه باش، به خدا سوگند كه پسر ابى قحافه (ابو بكر) خلافت را مانند پيراهنى در بر خود نمود و حال آن كه مى‏دانست موقعيّت من نسبت به آن همچون موقعيّت قطب است به سنگ آسيا.
علوم و معارف از سرچشمه من همچون سيل سرازير مى‏شوند، هيچ پرنده‏اى در فضاى علم به اوج رفعت من نمى‏رسد، پس جامه خلافت را رها و پهلو از آن تهى نموده و در كار خويش انديشيدم كه آيا با دست بريده (نداشتن سپاه و ياور) حمله كرده و حقّ خويش را مطالبه كنم يا آن كه بر تاريكى گمراهى مردم صبر كنم، گمراهى كه در آن نوباوگان پژمرده و پير شده و پيران فرسوده مى‏گردند، مؤمن رنج مى‏كشد تا به لقاء اللَّه مى‏پيوندد، پس ديدم صبر كردن بر اين شدّت ظلمت از خردمندى است، پس صبر كرده و محاربه را رها نمودم در حالى كه در چشمم خاشاك و غبار بود كه آزارم مى‏داد و در گلويم استخوان گرفته بود كه عيش مرا تيره و تار كرده بود، ميرا خود كه خلافت باشد را تاراج كرده مى‏ديدم تا اين كه اوّلى (ابو بكر) راه خود را به پايان رساند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 19:36  توسط hanie rezaiee  | 
اول: مسئله جامعیت نهج‏البلاغه.

دوم: مسئله عینیت و واقع‏گرایی نهج‏البلاغه است.

سوم: مسئله جاودانگی و ابدیت نهج‏البلاغه.

می‏دانیم سنت تاریخ بشر این است که همیشه نوها را کهنه کند، همیشه جوان‏ها را پیر کند، و کم‏کم از صفحه ذهن جامعه محو کند، و به دست فراموشی بسپارد، تمام حوادث تاریخ بشر مشمول این قانونند، این خاصیت علم ماده است: فرسودگی، کهولت، با گذشت زمان بی‏رنگ شدن و محو شدن ولو مهمترین حوادث عالم باشد، جنگ‏های جهانی از حوادث مهم تاریخ بشر به شمار می‏رود، جنایتکارانی به جان هم افتادند، دهها میلیون کشته و مجروح بر جای گذاردند، حادثه‏ای بود که می‏بایست همیشه در خاطره‏ها باشد. اما سی چهل سال که گذشت نسل تازه‏ای روی کار آمد، و اکنون خاطرات

جنگ‏های جهانی دارد فراموش می‏شود، در عالم ماده این یک سنت همیشگی است.

ولی اگر دقت کنیم می‏بینیم مسائلی استثنایی وجود دارد که از این سنت جدا است، یعنی نه تنها گذشت زمان روی آن اثر نمی‏گذارد، بلکه بر عکس به جای اینکه کم‏رنگ بشود پررنگ‏تر و نامی‏تر و پرجوش‏تر می‏شود. در این باره نمونه‏هایی را می‏توان ذکر کرد:

قرآن مجید در رأس آنهاست، نهج‏البلاغه از همین‏گونه‏هاست که گذشت زمان، گرد و غبار نسیان و فراموشی بر آن نیفشانده است.

با وجود اینکه مرحوم علامه امینی در جلد چهارم الغدیر در شرح حال مرحوم سید رضی هشتاد و یک شرح و ترجمه برای نهج‏البلاغه نقل می‏کند، ولی در عین حال با اینکه از جمع‏آوری نهج‏البلاغه به وسیله مرحوم سیدرضی بیشتر از هزار سال گذشته است و هشتاد و یک شرح و ترجمه برای آن نوشته شده، ولی باز هم انسان می‏بیند مسائل ناگفته در نهج‏البلاغه بسیار فراوان است و باز هم تازگی در آن زیاد است.

چرا بعضی از مسائل از این سنت عمومی تاریخ خود را جدا می‏کند و جاودانه می‏شود و علی‏رغم گذشت زمان می‏ایستد و پیش می‏رود؟ چرا حادثه کربلا این چنین جاودانه است؟ چرا بعد از هزار سال از جمع‏آوری نهج‏البلاغه به وسیله مرحوم سیدرضی این کتاب امروز از هر زمانی درخشنده‏تر است؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 19:25  توسط hanie rezaiee  | 
علی شناسی  , Alishenasi امام علی ( ع ) سرور همه ی عالم , ali2club حضرت علی (ع) , imamaliclub

آیا در مورد خطبه ی اشباح چیزی شنیده اید ؟

این خطبه که خطبه 91 نهج البلاغه می باشد ، معروف به خطبه اشباح است كه از خطبه هاى بسیار با عظمت و درخشان مولاى عاشقان است، این خطبه در ارتباط با سئوال سائلى است كه از حضرت درخواست كرد . حضرت از سئوال او كه ظرفیت پاسخش را نداشت خشمگین شد . در این خطبه بسیار زیبا و امیرالمومنین (ع) خداوند مهربان را حمد و ستایش می کنند و از صفات خداوند در قرآن  می گویند و اینکه هرگز شبیه و نظیری برای خداوند نیست . و بعد ار آن به  خلق موجودات و تکمیل بودن آنان و حکمت  خداوند اشاره می کنند و در ادامه به توصیف آسمان و ساختار خلقت آن و همچنین ایشان فرشتگان را توصیف می کنند و به خصوصیت های آنها می پردازند و در مورد زمین و گسترش آن و هماهمنگی اجزاء درون و اطراف آن و همچنین حکمت آفرینش آنها سخن می گویند و بعد از آن در مورد انتخاب آدم به عنوان نخستین و برترین مخلوق خویش ، سخن به میان می آورند و در انتها از آگاه بودن خداوند از تمام پنهان ها و درون ها سخن می گویند که بسیار زیباست و در نهایت با دعایی بسیار زیباتر و قشنگ تر و یک جمله  کوتاه در آخر دعا ، خطبه را به پایان می رسانند و می فرمایند : " انک علی کل  شیء قدیر " ، و تو بر هر چیز توانایی !

در خطبه اشباح از آفرینش فرشتگان و آسمان ها و زمین و پیامبران و چگونگی آن ها سخن رانده شده است.مروی است از امام صادق علیه سلام الله که فرموده اند:«روزی مردی در کوفه نزد جد بزرگوارم علی صلوات الله علیه آمد و گفت: یا امیرالمومنین برای ما پروردگار را چنان وصف کن که گویا او را آشکارا ببینیم تا بهتر او را بشناسیم و بیشتر دوستش بداریم.حضرت از این درخواست به خشم آمد بانگ بر مردم زد، تا برای نماز حاضر شوند وقتی که مردم اجتماع کردند و مسجد پر از جمعیت شد حضرت بالای منبر تشریف بردند و خداوند سبحان را حمد و سپاسگذاری کردند و پس از درود و صلوات بر حضرت محمد(ص) خطبه طولانی را برای مردم ذکر نمودند که به خطبه اشباح معروف شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 11:47  توسط hanie rezaiee  | 
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :

وقتی خداوند متعال مرا به معراج برد ، در معراج به من وحی کرد علی (ع) دارای سه صفت و لقب است که عبارتند از :

1. امام المتّقین ( رهبر پرهیزگاران )

2. سیّد المؤمنین ( سرور مؤمنان )

3. قائدُ الغُرِّ المُحَجَّلِین ( پیشوای رو سفیدان )

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 14:11  توسط زهراعباسی  | 
خطبه : 221
و من خطبة له ع
فَإ نَّ تَقْوَى اللَّهِ مِفْتاحُ سَدادٍ، وَ ذَخِيرَةُ مَعادٍ، وَ عِتْقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَةٍ، وَ نَجاةٌ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ، بِها يَنْجَحُ الطّالِبُ، وَ يَنْجُو الْهارِبُ وَ تُنالُ الرَّغائِبُ، فضل العمل فَاعْمَلُوا وَ الْعَمَلُ يُرْفَعُ، وَ التَّوْبَةُ تَنْفَعُ، وَ الدُّعاءُ، يُسْمَعُ، وَ الْحالُ هادِئَةٌ، وَ الْاءَقْلامُ جارِيَةٌ، وَ بادِرُوا بِالْاءَعْمالِ عُمُرا ناكِسا، اءَوْ مَرَضا حابِسا، اءَوْ مَوْتا خالِسا.
فَإ نَّ الْمَوْتَ هادِمُ لَذّاتِكُمْ، وَ مُكَدِّرُ شَهَواتِكُمْ، وَ مُباعِدُ طِيّاتِكُمْ، زائِرٌ غَيْرُ مَحْبُوبٍ، وَ قِرْنٌ غَيْرُ مَغْلُوبٍ، وَ واتِرٌ غَيْرُ مَطْلُوبٍ، قَدْ اءَعْلَقَتْكُمْ حَبائِلُهُ، وَ تَكَنَّفَتْكُمْ غَوائِلُهُ، وَ اءَقْصَدَتْكُمْ مَعابِلُهُ، وَ عَظُمَتْ فِيكُمْ سَطْوَتُهُ، وَ تَتابَعَتْ عَلَيْكُمْ عَدْوَتُهُ وَ قَلَّتْ عَنْكُمْ نَبْوَتُهُ.
فَيُوشِكُ اءَنْ تَغْشاكُمْ دَواجِي ظُلَلِهِ، وَ احْتِدامُ عِلَلِهِ، وَ حَنادِسُ غَمَراتِهِ، وَ غَواشِي سَكَراتِهِ، وَ اءَلِيمُ إِزْهاقِهِ، وَ دُجُوُّ اءَطْباقِهِ، وَ جُشُوبَةُ مَذاقِهِ، فَكَاءَنْ قَدْ اءَتاكُمْ بَغْتَةً فَاءَسْكَتَ نَجِيَّكُمْ، وَ فَرَّقَ نَدِيَّكُمْ، وَ عَفَّى آثارَكُمْ، وَ عَطَّلَ دِيارَكُمْ، وَ بَعَثَ وُرّاثَكُمْ يَقْتَسِمُونَ تُراثَكُمْ، بَيْنَ حَمِيمٍ خاصِّ لَمْ يَنْفَعْ، وَ قَرِيبٍ مَحْزُونٍ لَمْ يَمْنَعْ، وَ آخَرَ شامِتٍ لَمْ يَجْزَعْ.
فَعَلَيْكُمْ بِالْجَدِّ وَ الاجْتِهادِ، وَ التَّاءَهُّبِ وَ الاسْتِعْدادِ، وَ التَّزَوُّدِ فِي مَنْزِلِ الزّادِ وَ لا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيا كَما غَرَّتْ مَنْ كانَ قَبْلَكُمْ مِنَ الْاءُمَمِ الْماضِيَةِ، وَ الْقُرُونِ الْخالِيَةِ، الَّذِينَ احْتَلَبُوا دِرَّتَها، وَ اءَصابُوا غِرَّتَها، وَ اءَفْنَوْا عِدَّتَها، وَ اءَخْلَقُوا جِدَّتَها.
وَ اءَصْبَحَتْ مَساكِنُهُمْ اءَجْداثا، وَ اءَمْوالُهُمْ مِيراثا، لا يَعْرِفُونَ مَنْ اءَتاهُمْ، وَ لا يَحْفِلُونَ مَنْ بَكاهُمْ، وَ لا يُجِيبُونَ مَنْ دَعاهُمْ، فَاحْذَرُوا الدُّنْيَا، فَإِنَّها غَدَّارَةٌ غَرَّارَةٌ خَدُوعٌ، مُعْطِيَةٌ مَنُوعٌ، مُلْبِسَةٌ نَزُوعٌ، لا يَدُومُ رَخاؤُها، وَ لا يَنْقَضِي عَناؤُها، وَ لا يَرْكُدُ بَلاؤُها.
وَ مِنْها فِي صِفَةِ الزُّهَّادِ:
كَانُوا قَوْما مِنْ اءَهْلِ الدُّنْيا وَ لَيْسُوا مِنْ اءَهْلِها، فَكانُوا فِيها كَمَنْ لَيْسَ مِنْها؛ عَمِلُوا فِيها بِما يُبْصِرُونَ، وَ بادَرُوا فِيها ما يَحْذَرُونَ، تَقَلَّبُ اءَبْدانُهِمْ بَيْنَ ظَهْرانَيْ اءَهْلِ الْآخِرَةِ، وَ يَرَوْنَ اءَهْلَ الدُّنْيا يُعَظِّمُونَ مَوْتَ اءَجْسادِهِمْ، وَ هُمْ اءَشَدُّ إِعْظاما لِمَوْتِ قُلُوبِ اءَحْيائِهِمْ.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 15:11  توسط زهراعباسی  | 
: 198
و من كلام له ع فِي بَعْضِ اءيّامِ صِفَينِ وَ قَدْ رَاءى الْحَسَنَ ابْنَهُ ع يَتَسَرَّعُ إ لَى الْحَرْبِ:
امْلِكُوا عَنِّي هَذا الْغُلامَ لا يَهُدَّنِي ، فَإِنَّنِي اءَنْفَسُ بِهَذَيْنِ (يَعْنِي الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ ع ) عَلَى الْمَوْتِ لِئَلاّ يَنْقَطِعَ بِهِما نَسْلُ رَسُولِ اللَّهِ ص .
قال السيد الشريف :
قَوْلُهُ ع : امْلِكُوا عَنِّي هذَا الْغُلامَ مِنْ اءعْلَى الْكَلامِ وَ اءَفْصَحِهِ.


ترجمه :
سخنى از آن حضرت (ع ). در يكى از روزهاى جنگ صفين فرزندش حسن (ع ) را ديد كه به جنگمى شتابد و چنين فرمود:
نگه داريد و مانع شويد اين پسر را از جنگ تا با مرگ خود پشت مرا نشكند.نمى خواهم كه اين دو (يعنى حسن و حسين (ع )) به كام مرگ افتند و با مرگ آنها نسل رسول الله (ص ) منقطع شود.
شريف رضى گويد :
سخن امام كه مى گويد ((املكوا عنى هذا الغلام )) از برترين سخنان و فصيح ترين آنهاست .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 15:7  توسط زهراعباسی  |